تبليغاتX
گل یخ -

گل یخ

مسافر کهنه

میان لحظه وخاک مانده بودم به ابدیت می نگریستم

سر که برداشتم خود را دیدم که به اب روان نزدیک بودم .

اهنگ دریا را می شنیدم ... خاک را دیگر نمی دیم بالهای پروازم

شکسته بود .

جای پایی نبود فقط من مسافر کهنه ی انجا بودم .

نزدیک من دریا بود وشب پردرد " شبی پراز تنهایی پر از

غم های مدفون شده .

پاهایم می لرزید وفقط در ان حوالی صدای اهنگ دریا را می شنیدم  

من به دنبال سایبان ارامش بودم اما خودرا در کجا یافتم .

دوست داشتم فریاد بزنم که من اینجا تنها ماندم اما افسوس که

صدای فریادم را فقط دریا می شنید .

دوست داشتم در ان حوالی پرتگاهی بود ومن به دریا وشب

وخاک بدرود میگفتم ومی رفتم .... من مسافر کهنه ی اینجا هستم....

 

من دلم می خواهد خانه ای

داشته باشم پر دوست کنج

هر دیوارش دوستانم بنشینند

آرام گل بگو گل بشنو , هر

کسی می خواهد وارد خانه

پر مهر و صفا مان گردد شرط

وارد گشتنش شستشوی

دلهاست.

شرط آن داشتن یک دل

بی رنگ و ریاست.

بر درش برگ گلی می کوبم

وبه یادش با قلم سبز بهار

می نویسم:

ای دوست ! خانه دوستی ما

اینجاست.

 

این پست هم از گل یخ قبول کنید خوشحالم که سال جدید

با شما دوستان هستم مثل سالهای قبل ....

براتون بهترینهارو ارزو میکنم .... امیدوارم خدا یه کوچولو هم

نگاهی به دل یخ کرده ی گل یخ بندازه ومن ازش بخوام که

شمارو به ارزوهاتون نزدیک کنه وووووو

دوستون دارم .... گل یخ همیشه تنها

 

گل یخ همیشه تنها

+نوشته شده در 88/01/13ساعت22lv[hk ,lمرجان ومرتضی توسط مرجان و مرتضی | |