تبليغاتX
گل یخ - از طرف یه دوست

گل یخ

آنگاه كه دوستت دارم
نزار قبانی


آنگاه كه دوستت دارم

زبانی جدید متولد می شود

شهرهایی جدید

كشورهایی نو یافته
!
ساعتها مثل آلاله ها نفس می كشند

گندم لا به لای صفحات كتاب می روید

پرندگان از چشمانم پر می كشند

با بشارت عسل
!
كاروانها از سینه هایت به حركت در می آیند

با بار ادویه هندی
!
انبه ها می افتند

جنگلها طعمه حریق می شوند

و حبشی

خواب شكست را می بیند
!

آنگاه كه دوستت دارم

سینه هایت شرم را به دور می افكنند

رعد و برق می آغازد

شمشیر !
طوفان شن
!

آنگاه كه دوستت دارم

شهرهای عرب از جا می جهند

و در برابر سكوت قد علم می كنند
.
اعصار انتقام

در برابر قوانین طائفه می ایستند !
چنانكه من

آنگاه دوستت دارم
در برابر زشتی می ایستم !
در برابر پادشاهی نمك
!
در برابر برقراری بیابان
!
و بر عشقت پای می فشارم

تا رستاخیز فرا رسد

تا رستاخیز فرارسد ،

تا رستاخیز فرا رسد !

از طرف دوستی عزیز

 

در نهایت تولدم مبارک

+نوشته شده در 87/12/11ساعت0lv[hk ,lمرجان ومرتضی توسط مرجان و مرتضی | |