تبليغاتX
گل یخ - ارزو

گل یخ

به نام خدای مهربون

کنار ارزوی امدنت اسمان زندگی ام

مکثی کرد . بی تاب امدنت شدم توشه ای

از اشک شبانه و دفتر دلتنگی ها را با خود اوردم .

دفتری که در همه تنهایی ها بار تنهاییم را

به دوش کشید . گلدانی از عطر محبوب ها

اورده ام حالا امده ام جواب تمام چراهایم را

از توبگیرم چرا خیال روی تو ازچشمان سیاهم

سوسو می زند ؟ چرا با دلتنگی من یکی شده ای ؟

واین بار چرایی محکم تر از همه چراها چرا

همنشین نفسهایم شده ای ؟

چشم در چشم من می دوزی و فقط سکوت ....

به همین سادگی ؟ با عطر اشنای اینهمه ارزو چه کنم ؟

 

به دیدارم بیا هر شب در این

تنهایی تنها و تاریک خدا مانند

دلم تنگ است .....

 

بیا ای روشن ای روشنتراز لبخند

شبم راروز کن درزیر سرپوش سیاهی ها

 

 

دلم تنگ است ...........

 

تا پستی دیگر :

 

جاویدان باشید . گل یخه یخ

 

به دیدارم بیا هرشب .... که من تنها ترینم ای گل ....

+نوشته شده در 87/11/15ساعت22lv[hk ,lمرجان ومرتضی توسط مرجان و مرتضی | |