تبليغاتX
گل یخ - دل من

گل یخ

دل من

 دل من یه روز به دریا زد ورفت

پشت پا به رسم دنیا زد ورفت

پاشنه کفش فرارو ور کشید

استین همت وبالا زد ورفت

یه دفعه بچه شدوتنگ غروب

سنگ توی شیشه فردا زدورفت

دفتر گذشته هارو پاره کرد

نامه فرداهارو تا زد ورفت

حیونی تازگی ادم شده بود

به سرش هوای حوا زد ورفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد ورفت

هوای تازه دلش می خواست ولی

اخرش توی غبارازدورفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

خودشم قفلی رو قفلا زد ورفت .....

جاویدان باشید

دلم گرفته اسمونم نمی تونم گریه کنم

+نوشته شده در 87/10/23ساعت7lv[hk ,lمرجان ومرتضی توسط مرجان و مرتضی | |