آنگاه كه دوستت دارم زبانی جدید متولد می شود شهرهایی جدید كشورهایی نو یافته ! ساعتها مثل آلاله ها نفس می كشند گندم لا به لای صفحات كتاب می روید پرندگان از چشمانم پر می كشند با بشارت عسل ! كاروانها از سینه هایت به حركت در می آیند با بار ادویه هندی ! انبه ها می افتند جنگلها طعمه حریق می شوند و حبشی خواب شكست را می بیند !
آنگاه كه دوستت دارم سینه هایت شرم را به دور می افكنند رعد و برق می آغازد شمشیر ! طوفان شن !
آنگاه كه دوستت دارم شهرهای عرب از جا می جهند و در برابر سكوت قد علم می كنند . اعصار انتقام در برابر قوانین طائفه می ایستند ! چنانكه من آنگاه دوستت دارم در برابر زشتی می ایستم ! در برابر پادشاهی نمك ! در برابر برقراری بیابان ! و بر عشقت پای می فشارم تا رستاخیز فرا رسد تا رستاخیز فرارسد ، تا رستاخیز فرا رسد !
از طرف دوستی عزیز
در نهایت تولدم مبارک
+نوشته شده در 87/12/11ساعت0lv[hk ,lمرجان ومرتضی
توسط مرجان و مرتضی |
|