تبليغاتX
گل یخ

گل یخ

كلبه خاموش

 

پيش رويم هزاران راه نرفتست ...

 

دراين كلبه خاموش تابيكران عالم پندار

 

رفته ام . دران دوردستها عقاب عشق رافرياد زدم

 

ديگرحتي عقاب عشق هم فريادم را بي پاسخ گذاشت .

 

ديگر هيچ انگيزه اي " هيچ انديشه اي برايم نمانده .

 

بيداد ازراههاي نرفته . اه غمزده  ای   درمن رخنه كرده .

 

اهي تمام ديوارهاي كلبه راسرد نموده . طوفان غم تا اعماق

 

ديوارهاي كاه گلي رخنه كرده .

 

اكنون اين منم خسته در اين كلبه تنگ . جسم درمانده ام

 

ازروح جداست ... خدايا كاش ميدانستي وحشت تنهاييم كشت.

 

ودراين كلبه خاموش وسرد همچنان فرياد خواهم كرد ....

 

تاباري ديگر خنده ي زندگي راببينم وصداي عقاب عشق

 

را بشنوم ...

 

تا بعد عزيزان ... جاويدان باشيد.

 

 

 

+نوشته شده در 86/10/14ساعت15lv[hk ,lمرجان ومرتضی توسط مرجان و مرتضی | |

بنام حق

 

امشب درپشت لحظه ها فرود امده ام

 

وبا نبض حيات هم اوازم ....

 

امشب جسم خودرا درديار ارواح گم كرده ام

 

وتصوير من درايينه ها پيدا نيست .

 

دراين كولاك رمزها وبوران اسرار چه خواهم گفت ؟

 

شكايت صحراها را ازسيلي گردبادها ...

 

 

افسوس دشتها را درهجرت شقايق ها ...

 

 

نگراني افقها را درغيبت پرستوها ؟

 

 

افسوس بسسترها را دروداع ابها ؟

 

 

امشب درمن ترانه گمشده اي است كه در

 

 

ني غربتها افتاده است ..... وامشب .....

 

 

گل يــــــــــــــــــــــــخه يخه يــــــــــــــــــخ

 

 

+نوشته شده در 86/10/03ساعت18lv[hk ,lمرجان ومرتضی توسط مرجان و مرتضی | |