تبليغاتX
گل یخ

گل یخ

سهم مرگ .... ! ! !

 

دلم می خواهد لحظه ای چشم هایم را ببندم

 

تادرپشت تاریکی وظلمت ان تصویری

 

ازرنگین کمان راببینم .

 

دلم می خواهد فقط برای لحظه ای فریاد

 

بزنم ! تابگویم من هم همصدای باد هستم .

 

دلم می خواهد قفسی بسازم تا گریه هایم را

 

پشت میله هایش زندانی کنم . دلم می گوید

 

باریدن حق اسمان است ... می گوید مریم گلی خوشبوست

 

ماهی حق دریاست ... انسان حق زمین ....

 

و مرجان حق زندگی ....

 

اخر دلم میگوید سنگها حق کوهند و قله ها

 

حق برفها ... اما من که هستم ؟

 

سهم کدامین دریا کدامین کوه وووووووووو

 

ویا شاید سهم مــــــــــــــــــــــــــــــــرگ

 

اخر مرگ پایان عشق نیست پایان صداقت نیست

 

و دلم می خواهد تا اوج ابی بیکران پرواز

 

کنم اخر روزی من هم عاشق بودم 

 

اخر این را دلم می گوید ............ ! ! ! ! ! ! !

 

 

 

افاق را گر دیده ام

 

      

        بسیار خوبان دیده ام

 

 

اما تو چیز دیگری

 

 

 

+نوشته شده در 86/02/31ساعت8lv[hk ,lمرجان ومرتضی توسط مرجان و مرتضی | |

کاش می شد ! ! !

 

کاش می شد غصه ها رو تاکنم .

پشت پرچین نگاهت جا کنم .

لحظه های مرده ی هرروزه را

بانگاه دلکشت احیا کنم .

کاش می شدباترنم های تو کوچه بن بست

را غوغا کنم .

کاش می شد با عبور سایه ها

غربت بیراهه را پیدا کنم .

کاش می شد درکویر خاطرات ردپای

عشق راپیدا کنم .

کاش می شدبا حضور سبز تو

این دل رنجور را شیدا کنم .

 

                                                

 

 

و انگا ه که تو را در اوج تنهایی هایم

 

پــــــــــــــــیـــــــــــدا کردم . . .

 

در اندیشه هایم نمی گنجید که تو را

 

دراوج بی کسی هایم از دست بدهم . . .

 

 

دوستون دارم ومثل همیشه منتظر

 

نظرهای قشنگتون هستم ....

 

تا بعد جاویدان باشید .

 

گل یخ  

 

+نوشته شده در 86/02/14ساعت8lv[hk ,lمرجان ومرتضی توسط مرجان و مرتضی | |