|
قلب های یخی می خواهم بدانم که حا لا در سینه ما انسان ها چه می تپد وچیست که جای قلب مهربان وگرم را گرفته ؟ چه چیزی است که ما را اینگونه رسد نامهربان کرده ایا خداوند ما را اینگونه افریده است نه گما ن نمی کنم که بشری از بدو تولد این گونه باشد به گمانم جای قلب های مهربان و گرم قلب یخی ست که همه چیز را در کنترل خود دارد اری قلب یخی قلبی که تمامش از یخ است سرد است ما نند اهن سخت است مانند سنگ بزرگ است مانند این دنیا پوچ و بی معناست. من از این قلب های یخی می ترسم همه انها بی رحم سنگدل هستند. (( به امید شکستن تمام قلبهای یخی ))
شکارچی تویه این روزای ابری عاشقی یه روز پرید رفت از عشقش گذرکرداونوتنها همسفر کرد رفت واز شهرش سفر کرد قلب دیگری اسیر کرد رفت و انو مثل دیگری تویه دنیای سیاهی ثمل خورشید سحرکرد رفت و موند برنگشت صدای پاش توگوش اون هنوز مثل پتکی روی زنگ می خوره تو سرش هنوز رفت و ساده رفت و موند. رفت و اون ههنوز هم باورش نشد که عشق وقلبش را چگونه جا گذاشت! توی این روزای ابری عاشقی یه روز پرید . اما دست یه شکارچی اونو از قلب عشقش دزدید اونوکردن زندونی پشت اون میله های ویرونی .
ضرب المثل ذوق پرورش نمی یابد مگر با تما شای زیبایی . گوته بسیار کسان هستند که نمی دانند " که نمی دانند. گوته زمان برای کسی که می تواند صبر کند هر دری را می گشاید. دوستی که شما را درک کند شما را می سازد. رومن رولان زندگی مثل شنا کردن است که اگرخسته شدی وناامید غرق می شوی . معرف یک مرد گذشته ان است . گاهی زندگی کردن نوعی شهامت است . مرغان با تجربه را نمی توان با دانه به دام انداخت . با عشق زمان رافراموش می کنم وبا زمان عشق را . زندگی بدون عشق مانند سا ل بی تا بستا ن است . حقایق با نا دیده گرفتن از بین نمی روند . معنائ همه چیز دانستن هیچ ندا نستن است . قول سایه عمل است . قلبها گنجینه اسرارند لبها قفل وزبان کلیدش . جدیت مقصد را نزدیک میکند . قایق محبت حتئ بر کوه صعود می کند . عشق مانند رگ به رگ شدن دست است بار دوم اسا نتر مئ اید . صا عقه به قله های بزرگ اصابت می کند . لیا قت در کاربد مانند بی لیاقتی است .
چه خوشبختند که می توانند هرروز چشمان قشنگ تو را ببینند!
تویی اون قشنگترین ترانه عشق واسه من غریب تویی اون تنها ترین تنهای دنیا تویی اون مرغ غریب که یه روز پرکشید از دل سیاه این غریب تنها.
دردودل باتوبودن جمله ی نا مفهوم بود درکتاب این قلب شکسته وازجدایی هر چه میگویی من شنیدم.من دویدم تا که شاید رنگ جدایی را نبینم اری!باتو بودن مثل بهاری در قلب من جاودان بود وازسکوت تلخ هرروز نگاه سرد وبی مهرتوراتا به امروز ندیده بودم ونشنیده بودم خنده های نفرتت راکه سکوت خاموشم راقهقرای وجودت برد. ندانستی که من تورا باتمام وجود دوست می داشتم فقط این راگفتی که من بی وفایی از شهراز شهر غربتم وتو اشنایی از شهر دور. اری با تو بودن در سکوت تلخ غم هایم نوا بود باتو بودن با نگا هم اشنا بود. من تو را از سرزمین های دور یافتمت من تو را عمق غمهای نگاهت می شناختم. گاه و بی گاه به یاد ان دم می افتم که باهم اهنگ دل شکستن "دل بریدن"دل سپردن را تا فلک تا اسمان فردوس می خواندیم ولی گویی بختک بد در وجود عشق ما ریشه داشت. اری در سراسر عشق ما یا پیوند ما یا بودنمان در کنارهم ریشه داشت. من تو را می خواهم تنها تورا زیبا رخان در شهر مابسیارند اما گویی از شهر دیگری بر کویه ما دست نیاز اورده اند. نویسنده:مرجان اسفندفر |
About![]()
زندگی Archivesتیر 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 Links
مرد بارانــــــی
وب مسنجر
گل عشق |